باسمه تعالی

احیای نهاد متولی امر مدیریت و برنامه ریزی و بودجه ریزی کشور با رویکرد بازمهندسی

(با تاکید بر سازمان استانی مدیریت و برنامه ریزی)

علیرضا نوروزی

کارشناس سابق سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان گیلان

ضرورت احیای نهاد:

  1. صرف نظر از اینکه ماهیت زمانی برنامه های توسعه کشور به اقتضای نوسانات و عدم اطمینان هایی که فضای کشور را از منظر اقتصادی و سیاسی در بعد فراملی در برگرفته، کوتاه، میان یا بلندمدت باشد، لازم است تا در مواجه با هر رخداد قابل پیش بینی و پدیده احتمالی، سناریویی ساخته و پرداخته شود تا مدیریت توسعه کشور همواره مسیر رو به تعالی و پیشرفت را طی نماید.
  2. در حال حاضر کشور با توجه به کاهش درآمدهای نفتی ، از طرفی بدنبال عزم واقعی کاهش وابستگی به نفت بوده و از طرف دیگر وجود سرمایه انسانی در خور توجه، ناگزیر ما را در مسیر مدیریت منابع طبیعی و انسانی قرار می دهد.
  3. تدوین برنامه کارا، در کنار تدوین نظام اجرایی اثربخش و همچنین سیستم نظارت و پایش بهنگام و اثرگذار، سه رکن مدیریت توسعه کشور می باشد. در زمان فقدان نهاد مدیریت و برنامه ریزی کشور، علی الخصوص در تدوین نظام و ساختار اجرایی و همچنین نظارت هدفمند و اثربخش، به کشور لطمات و  صدمات جبران ناپذیری وارد گردیده است.
  4. فقدان نهاد یا نبود اقتدار نهادی مدیریت و برنامه ریزی در مواجه با زیاده خواهی های قوه مجریه در استفاده از منابع مالی کشور، منجر به بروز معضلات اقتصادی فعلی از جمله، بیماری هلندی، بیکاری فزاینده، نرخ تورم فزاینده، رشد منفی اقتصاد و تنزل شدید ارزش پول ملی و ... گردیده است. شرایط موجود دولت به مثابه یک ماشین جنگی است که، هدایت گر آن بدست خود، سنسور و عامل نظارت و اخطار را حذف نموده تا ظاهراً اخطارها و ممانعت های منطقی مانع ترس و ضعف روحیه جنگندگی و جهاد نگردد. اما غافل از آن که در چنین شرایطی آسیب پذیری امری قطعی و اجتناب ناپذیرخواهد بود.
  5. معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی در عرصه ملی و معاونت برنامه ریزی استانداری ها(همان سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق استان ها )از یک جنس و یک سنخ نبوده و نیستند. بعبارتی تنها تغییر اسم صورت نپذیرفته است. اولین دلیل آن کاهش اقتدار نهادی علی الخصوص در بعد نظارت بر برنامه های توسعه و بودجه سنواتی می باشد. دلیل دوم تعدیل بنیه کارشناسی نهاد به دلایل تعدیل یا حذف فرآیندها، تعدیل یا تبعید اجباری نیروها و مهمترین آن کاهش انگیزش و خودباوری سرمایه انسانی است. دلیل سوم اینکه جایگاه تهیه نظامات و تدوین ساختارها و فرآیندها، و علی الخصوص تدوین گزارش های نظارتی و برنامه ای تا حد صفر تنزل یافته است.
  6. ادغام سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان ها در بدنه استانداری و تشکیل معاونت برنامه ریزی و اشتغال، بیش از آنکه معاون برنامه ریزی را معطوف استفاده از توان کارشناسی و بنیه علمی نماید، او را مجذوب و ذوب در اوامر استاندار و روزمرگی های استانداری نموده، بگونه ای که مدیریت معاون برنامه ریزی به هیچوجه در استفاده کارا و اثربخش از مجموعه نهادی اعمال نمی گردد.  

بنابراین احیای نهاد مدیریت و برنامه ریزی کشور و همچنین استان ها، چه از طریق مراجع قانونگذاری یا از طریق شورای عالی اداری کشور و یا تصمیم شخص رییس قوه مجریه، امری کاملاٌ مسجل و منطقی می باشد.

 

نقاط ضعف نهاد قبلی:

 قطعاً این نهاد نیز بمانند تمامی نهاد ها و وزارتخانه های کشور که به فراخور تغییر چشم اندازها و تغییر ماموریت ها، اصلاح گردیده اند، دارای ضعف بوده و نیاز به تعدیل و اصلاحاتی دارد. از جمله نقاط ضعف نهاد قبلی عبارتند از:

  1. عریض و طویل شدن سازمان و حضور آن در عرصه های اجرایی کشور که چابکی را از آن سلب نمود. بعنوان مثال درست است که نهاد مدیریتی کشور می بایستی برنامه ، دستورالعمل ها ، و فرآیندهای تخصیص بهینه منابع انسانی را بر عهده گیرد، اما حضور یا عامل بودن آن در جذب و پذیرش نیروی استخدامی دولت، آموزش دادن و ... سازمان را از وظایف اصلی و ذاتی دور می سازد.
  2. توجه بیش از حد توان سازمانی بر روی طرح ها و پروژه های فیزیکی و عینی و کم توجهی به جنبه های ذهنی و غیر عینی(نظیر فرهنگ، باورها، اندیشه ها و رفتارهای فردی و اجتماعی، سرمایه اجتماعی، مقبولیت فراملی و ... که ماهیتاً زمانبر می باشند)در ابعاد مختلف توسعه همه جانبه، دامنه تاثیر گذاری سازمان را  محدود می سازد.
  3. در بعد استانی سازمان، متاسفانه نبود ارتباط منطقی و ارگانیک بین بدنه های برنامه ریزی ، آمار، بودجه ریزی و نظارت فنی، باعث عملکرد جزیره ای و ناکارامد مجموعه سازمانی شده که رفع این معضل امری لازم و در ضمن میسور می باشد.
  4. نبود اقتدار کافی(نه الزاماً اختیار و یا قدرت جبری ابزار بودجه)در مواجه با تقابلات استانی و ملی، که بنظر نگارنده حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی نه بخاطر اقتدار بیش از حد، که اصولا ناشی از عدم اقتدار(تناسب بین اختیار و قدرت) بوده است.

 

فرصت بازمهندسی:

اکنون مفروضات و قیود سازمانی تغییر نموده، و با توجه به ضرورت احیای نهاد متولی مدیریت، برنامه ریزی و بودجه ریزی کشور، و با عنایت به ضعف های برشمرده نهاد قبلی و همچنین نظر به زمان از دست رفته و فرصت باقی مانده تا تحقق چشم انداز 1404 کشور، با لحاظ نمودن موقعیت فعلی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور و تعاملات و تقابلات بالفعل و بالقوه فراملی، لازم است تا هم در سطح ملی و هم استانی؛

  • چشم انداز جدیدی برای نهاد برنامه ریزی کشور تصویر و تعرف شود.
  • ماموریت های سازمانی نوینی تعریف و تدوین گردد.
  • براساس چشم انداز و ماموریت های جدید، ساختار سازمانی کارامد و اثر بخش طراحی و اجرا شود.

 

جمعبندی و پیشنهاد:

در راستای بازمهندسی نهاد مدیریت و برنامه ریزی استان ها توجه به نکات و پیشنهادات ذیل حائز اهمیت می باشد:

  1. به منظور ارتقای توان و اقتدار سازمان استان ها، در تعاملات ملی و استانی لازم است تا معاونت امور استان ها در سازمان مدیریت برنامه ریزی کشور لحاظ گردیده و همچنین رییس سازمان استان قایم مقام رییس سازمان کشور در استان باشد.
  2. با توجه به مفاد برنامه پنجساله توسعه کشور و لزوم اتصال بودجه جاری به درآمدهای مالیاتی، بودجه جاری از سازمان مدیریت تفکیک و به اقتصاد و دارایی واگذار شود. در اینصورت سازمان در طراحی پروژه های عمرانی و توسعه ای توان بیشتری مصروف می دارد.
  3. در سازمان استانی، معاونتی تحت عنوان معاونت توسعه بهره وری و بهبود فضای کسب و کار ایجاد گردد.
  4. بمنظور خروج معاونت ها و دفاتر سازمان های استانی، از حالت جزیره ای ، مستقیماً‌ زیر نظر رییس سازمان، شورای تلفیق برنامه، بودجه و بهره وری ایجاد گردد، تا در تدوین بودجه سنواتی نقش و اثر راهکارهای برنامه ای و بهبود بهره وری مشهود گردد.