مطالعه نظام آموزش در صنایع استان گیلان (با تأکید بر اثرات اقتصادی آن)

The study of Education system in guilan Industries and Economic Effects

 

 

نویسندگان:

دکترنعمت فلیحی[1]

و

علیرضا نوروزی[2]

 

1- مقدمه

          امروزه سازمانها در فضائی متلاطم و متغیر قرار گرفته و امواج سهمگین تغییر و تحول آنها را با مخاطرات زیادی روبرو کرده است. چالشهای جدید سازمان و مدیریت، رویاروئی با موجهای پیاپی تغییر و تحول به شکل فناوری های نوین، شکلهای گوناگون رقابت و تغییر در روابط اجتماعی نمود یافته است.

نوسانات سازمانی تا حد چشمگیری تابع نقش آفرینی های نیروی انسانی است و متناسب نمودن نقشهای انسانی با اهداف مربوطه مستلزم آموزش تخصصها و مهارت های لازم و ایجاد زمینه های کار آفرینی است. انجام این آموزشها درسطوح پائین سازمان با صرف هزینه نه چندان زیاد دستاوردهای ارزشمند را به همراه دارد. تأکید در مدیریت بر آموزشهای مرحله ای و ادواری به کارکنان متناسب با نیازهای مربوط خصوصاً اگر از سطوح پایین آغاز شود و به سطوح میانی و فوقانی عمومیت یابد در افزایش توان سازمان بسیار مؤثر است. این امر موجب گسترش کمی و کیفی مهارت ها یا ظرفیت های شغلی بصورت توسعه مشاغل و تقویت مشاغل گردیده و مقدمه انگیزش بیشتر کارکنان را فراهم می نماید. در این راستا افزایش انگیزش موجب افزایش انتظارات درونی و بیرونی و در نتیجه افزایش انتظارات، زمینه توسعه و گسترش فرآیند مهیا می گردد.


 

2-بیان مسئله

          سطح آموزش و تحصیلات از یک طرف و تجربه و مهارت از طرف دیگر دو عامل مهم از پنج عامل موثر بر کیفیت نیروی کاری است که با مقوله آموزش مستقیماً در ارتباط است. با عنایت به تغییرات سریع تکنولوژیک، صنعت با تغییرات روزانه و سریع مواجه بوده و انطباق افراد شاغل تنها از طریق فراگیری مهارت های جدید صورت گرفته و این مهارت ها از طریق آموزش قابل دستیابی است.

با گذشت زمان اهمیت آموزش در صنایع کارخانه ای (Manufacturing) در حال افزایش است زیرا تغییرات ایجاد شده در فرایند تولید به سمت تولیدات با تکنولوژی بالا می باشد   Stratton, 2000) (Henderson and در این خصوص فرایند تولید، استراتژی تجاری مورد نیاز و تجهیزات مهندسی، همگی نیاز به نیروی کار با مهارت بالا  دارند که این مسئله اهمیت و نقش ساختار و نظام آموزش را در صنعت  نشان می دهد و اگر به این مسئله،  موضوع رقابت پذیری و کیفیت تولیدات را اضافه نماییم، اهمیت نظام آموزشی دو چندان می شود و طرح آموزش صنایع کارخانه ای(Manufacturing Education Plan) پیشنهاد می گردد   [Henderson and Stratton, 2000 [ . بر همین اساس در برنامه چهارم توسعه کشور، اقتصاد دانایی محور (Knowledge Base Economy)  مورد تأکید قرار گرفته که نقش دانش و آموزش در آن مشخص است.

لازم به ذکر است که سطح آموزش، براساس الگوهای ریشه درونزا بر تولید ملی مؤثر است که براساس همین مبانی نظری، تأثیر آموزش بر تولید کارگاه های بزرگ صنعتی استان گیلان بررسی می گردد. مدلهای رشد درونزا برگرفته از روش یادگیری با عمل ارو(Arrow)  ، روش یادگیری و اثر انتشار دانش رومر (Romer) می باشد. در این مدلها سرمایه انسانی (Human Capital) نقش ویژه ای دارد. در مفهوم محدود سرمایه انسانی به معنای تغییر کیفیت نیروی کار در ازای تغییر در سطح تحصیل و تجربه بوده و براین اساس سرمایه انسانی بعنوان عامل تولید درتابع تولید مد نظر قرار می گیرد و موجب ایجاد بازده صعودی نسبت به مقیاس می گردد.در مفهوم وسیع، سرمایه انسانی به دانش و موجودی آن در اقتصاد اطلاق شده و باعث ایجاد صرفه جویی های خارجی در تولید گردیده و افزایش بهره وری عوالم تولید را موجب می شود.

با عنایت به مفروضات فوق الذکر مسئله اصلی عدم شفافیت وضعیت آموزش در صنایع استان گیلان خواهد بود.

در چهار چوب مسئله مذکور سؤالات زیر مطرح می گردد.

1-    آیا سازمانها صنعتی دارای نظام آموزشی هستند؟

2-    با تأکید بر سؤال اول در صورت مثبت بودن جایگاه آموزش در سازمان کجاست. و در صورت منفی بودن چرا؟

3-    میزان و تعداد دوره های آموزشی، کیفیت برنامه ریزی و نحوه اجرای آنها چگونه است؟

4-    آیا دوره های آموزشی با مشاغل موجود مربوطند؟

5-    آیا دوره های آموزشی بر سازمان اثر مثبتی داشته و این اثر بخشی اندازه گیری می گردد؟

 

3- اهیمت و ضرورت تحقیق

          بطور کلی هر تحقیق دارای اهمیت خاص و مورد نظر خود بوده و اهمیت آن نظری و بنیادی است یا علمی و کاربردی با عنایت به جمله اخیر واضح است که اهمیت موضوع مورد پژوهش برای محقق و بالاخص سازان فنی و حرفه ای استان گیلان دارای اهمیت کاربردی است و پس از انجام آن وضعیت آموزش در صنایع استان بطور شفاف مشخص و معین خواهد شد و در این راستا ابعاد زیر جهت برنامه ریزی های آتی قابل ارائه خواهد بود.

          الف) وضعیت وجود یا عدم وجود نظام های آموزش در صنایع استان مشخص خواهد شد.

          ب) میزان، تعداد، کیفیت ، نحوه اجرا، برنامه ریزی، ارتباط دوره های آموزشی و اثر بخشی آن مشخص می گردد.

          ج) با عنایت به شناخت کلی محیط آموزشی صنعت، برنامه ریزی مناسب تری قابل اجرا خواهد بود.

          د) دوره های آموزشی مناسب تری ارائه و افراد آموزش دیده در آینده با مهارت مناسب تری در خدمت سازمانها خود و بازار کار خواهند بود.

 

4- اهداف تحقیق

          بطور کلی هر تحقیق دارای اهداف خاص خود بوده و آنچه به عنوان هدف اصلی در این تحقیق قابل ذکر است شناخت وضعیت آموزشی حال حاضر صنایع استان گیلان می باشد. بنابراین هدف اصلی تحقیق را در قالب عبارت زیر مطرح می نمائیم:

          « دستیابی به وضعیت جاری نظام های آموزشی صنایع استان گیلان از طریق اطلاعات بدست آمده و تجزیه و تحلیل شده به منظور آگاهی و بکارگیری در نیاز سنجی و برنامه های آموزشی سازمان فنی و حرفه ای استان گیلان به نحوی که برنامه های آتی انطباق مناسب تری با نظام های آموزشی صنایع استان داشته باشند».

          نهایتاً با دستیابی به اطلاعات مذکور و ارائه تحلیلی از اطلاعات بدست آمده نتایج زیر قابل دستیابی است.

1-    تعیین جایگاه آموزشی در بنگاههای صنعتی (کارگاه های بزرگ صنعتی)

2-    بررسی تأثیر آموزش بر سطوح تولید بنگاهها.

3-    ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود وضعیت سطح آموزش

 

5- فرضیات

- آموزش های دانشگاهها، مهمترین و اصلی ترین جزء سیستم آموزشی صنایع استان است.

- آموزش های فنی و حرفه ای، نقش مثبت و با معنی در سیستم آموزشی صنایع استان دارد.

- سطح آموزش کارکنان تأثیر مثبتی بر سطح تولید کارگاه های بزرگ صنعتی استان دارد.

 

6- روش تحقیق

          روش تحقیق در این مطالعه بصورت کتابخانه ای و میدانی می باشد. در روش کتابخانه، اطلاعات کارگاه های بزرگ صنعتی بررسی شده و سیستم آموزش آنها مورد بررسی قرار می گیرد. این سیستم آموزش، براساس سطح تحصیلات کارکنان واحدهای تولیدی کارگاه های بزرگ صنعتی        ( مرکز آمار ایران) شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد ولی از آنجا که این اطلاعات بصورت شفاف میزان آموزش های در حین کار، آموزش های غیررسمی و آموزش های فنی و حرفه ای کارکنان را مشخص نمی سازد. لذا از روش میدانی برای بررسی وضعیت دقیق تر سیستم آموزشی استفاده می شود . در این رابطه از نرم افزار SPSS برای تحلیل نتایج میدانی استفاده می گردد. در قسمت بعدی با استفاده از روش اقتصادسنجی، تأثیر سطح آموزش بر سطح تولید مورد بررسی قرار می گیرد و از نرم افزار Eviews استفاده می شود.

 

7- مبانی نظری:

مبانی نظری، چارچوب و زیر بنای فکری هر پژوهشی را در زمینه های مختلف اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی تشکیل می دهد و استنتاجات  و سیاستگذاری ها و تعیین راهبردها نشأت گرفته از مبانی نظری است و ریشه در مفاهیم آن دارد . دیدگاه بعضی از صاحبنظران اقتصادی در مورد سرمایه انسانی و رشد اقتصادی به لحاظ تاریخی مورد مطالعه قرار می گیرد.

مارشال در کتاب خود به نام» اصول علم اقتصاد«  از آموزش به عنوان سرمایه گذاری ملی  یاد کرده و اظهار می دارد که ارزنده ترین سرمایه ها ، سرمایه ای است که برای آموزش افراد بکار برده می شود علاوه برآن، کیفیت زندگی فرد در ساعات زندگی فرد و یا اوقات فراغت با آموزش ارتقاء می یابد . بنابراین آموزش ، وسیله مهمی در تولید ثروت است . از نظر مارشال آموزش برای مدیریت صنایع اهمیت حیاتی دارد ، زیرا   مدیران باید به منابع استعداد عالی دست یابند و آن ها را خوب پرورش دهند .

تئودور شولتز از دهه 1950 تا کنون مطالعات متعددی در زمینه سرمایه انسانی ارائه کرده است . وی برنده جایزه نوبل به لحاظ ارائه تحقیقی در باب آموزش و سرمایه انسانی است .  در اینجا به بیان مختصری از نظرات وی درزمینه نقش آموزش در توسعه اقتصادی می پردازیم . پس از انجام مطالعات متعدد ،وی که سرچشمه رشد و توسعه اقتصادی را افزایش توازن و تعادل در سرمایه های انسانی و فیزیکی می داند، به نظر وی آموزش سبب افزایش بازدهی تولید؛ افزایش کارایی و مهارت و افزایش درآمد ملی بالاتر نسبت به سرمایه گذاری های فیزیکی می شود .

ازدیدگاه سیمون کوزنتس1 سرمایه انسانی عامل مهمی در توسعه اقتصادی به شمار می رود، کوزنتس اثر آموزش و پرورش را در بالا بردن بهره وری مجموعه دستگاههای پیچیده تولیدی اقتصاد می داند . به نظر وی سرمایه اصلی یک کشور صنعتی پیش رفته ، ابزارها و ادوات صنعتی آن کشور نیست، بلکه عبارت است از اندوخته دانش هایی که از آزمایش ها به دست آمده ،اکتشافاتی که از علوم تجربی زاییده شده، هم چنین ظرفیت و کار آموختگی افراد آن کشور برای بکار بردن این دانش ها می باشد .

تین برگن 2معتقد است که اولین کسی که اصطلاح سرمایه انسانی را به کار برد ژاکوب مینسر3 بود . مینسر با اشاره بر اهمیت آموزش ضمن خدمت و کارآیی آن ها در ارتباط با مشاغل خاص، مفهوم » دوره سبقت گیری«  و افشاء و منبع اصلی در توجیه پراکندگی درآمد ها بین جوانان می داند.

به عقیده سینگر4 مسئله اصلی در توسعه اقتصادی دیگر ایجاد ثروت نیست ، بلکه ایجاد ظرفیتهایی است که خالق ثروت هستند و این ظرفیت در قدرت فکری انسان ها نهفته است . سرمایه انسانی از عواملی همچون جمعیت ،آموزش ، تجربه ، بهداشت و مهارت تأثیر می پذیرد و بر رشد تولید و افزایش بازدهی و بهره وری اثرگذار است .

پال رومر1 در سال 1983 تز دکتری خود را در زمینه بازدهی صعودی دانش و دانایی تهیه کرد  وی معتقد است که عوامل تولید را باید به سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی ، نیروی کار ساده و فکر و ایده و دانش تقسیم بندی کرد. او سرمایه انسانی را بر اساس تعداد سنوات تحصیل و دانش را بر اساس تعداد اختراعات   ثبت شده در یک کشور اندازه گیری کرد و به این نتیجه رسید که تابع تولید با این عوامل خاصیت بازدهی صعودی دارد و علت آن منظور کردن دانش و آگاهی است .مفهوم کلی تحلیل دوم این است که سرمایه انسانی مانند آموزش و استعداد علمی با نرخ درآمد سرانه و سهمی از محصول که به سرمایه فیزیکی  اختصاص می یابد همبستگی دارد.

 

8-  مروری بر مطالعات تجربی

لطفی( 1376) در یک کار پژوهشی به دنبال تعیین سهم عامل سرمایه انسانی در کنار  نهاده های دیگر تولید در رشد اقتصادی ایران ، از مدل تکامل یافته سولو که تولید را تابعی از نیروی کار ، سرمایه فیزیکی ، سرمایه انسانی و سرمایه گذاری در تحقیقات می داند استفاده کرده است . وی با بررسی داده های سال های 73-1349 ،سهم سرمایه انسانی ، سرمایه فیزیکی ، نهاده های نیروی کار و R&D در رشد اقتصادی را به ترتیب 15 ،30،  51 و 4 درصد برآورد کرده است .

شاخص سرمایه انسانی در این پژوهش، سرمایه گذاری های آموزشی است و به طور کلی این پژوهش بر اهمیت سرمایه گذاری های آموزشی تأکید دارد و پیشنهاد می کند برنامه ریزان و سیاستگذران  از ارزیابی و انتخاب سرمایه گذاری انسانی و فیزیکی به عنوان دو شق جایگزین پرهیز کنند و ضمن مکمل دانستن آن ها سعی کنند بهترین ترکیب ممکن از دوره های آموزشی را با توجه به نیازهای جامعه در کنار  سرمایه گذاری های مادی و زیر بنایی انتخاب و اجرا کنند.

مصطفی عمارزا و دیگران  (1379) در مقاله ای با عنوان » نقش سرمایه انسانی در رشد     اقتصادی « به بررسی اشکال مختلف سرمایه انسانی در رشد تولید ناخالص داخلی ایران طی دوره 71-1345 می پردازند. برای این منظور از تابع کاب- داگلاس تعمیم یافته به شکل زیر استفاده می  نمایند :

(2-22)

که QT تولید ناخالص داخلی ،  سرمایه فیزیکی ، L1t نیروی شاغل متخصص دارای تحصیلات دانشگاهی L2T نیروی شاغل غیر متخصص اعم از باسواد و بیسواد و Ut جمله اخلال است .برآورد این مدل نشان می دهد که علامت ضریب متغییر نیروی کار شاغل غیر متخصص منفی بوده که این مخالف نظریه اقتصاد است آن ها دلیل این امر را وجود ظرفیتهای  عامل در اقتصاد می دانندو برای تصحیح آن از شاخصی به نام فاکتور ظرفیت ( نرخ کاربرد ) استفاده می نمایند که نماینده نسبت محصول بالقوه است . با ضریب این شاخص در نیروی شاغل متخصص و غیر متخصص و برآورد دوباره مدل ، پارامترهای تابع تولید علامتهای مورد نظر را دارند . طبق این معادله ، یک درصد افزایش در تعداد نیروی شاغل متخصص، منجر به در صد افزایش در تولید ناخالص داخلی می شود و بدین ترتیب عامل مؤثری درتولید  به شمار می رود .

نیلی و نفیسی ( 1382 ) با استفاده از داده های آماری حسابهای ملی به قیمت ثابت سال 1361 رابطه مثبت و معنی داری را بین رشد اقتصادی وسرمایه انسانی پیدا کرده اند . مطالعه مذکور برای دوره زمانی 79-1345 انجام گرفته است . در این مطالعه از شاخص ضریب جینی سال های تحصیلات که بیانگر توزیع سال های تحصیلات در بین افراد است به عنوان جانشین سرمایه انسانی استفاده شده است و نهایتاً به این نتیجه رسیده اند که با افزایش پراکندگی سال های تحصیل شاغلان، رشد  اقتصادی کاهش پیدا می کند، لذا تمرکز بر ارتقای سطح تحصیلی شاغلان در سطوح ابتدایی و راهنمایی به جای آموزش عالی ، منجر به افزایش رشد اقتصادی خواهد شد .

 

9- مروری بر وضعیت و ساختار آموزش فنی و حرفه ای استان گیلان

          با توجه به نقش و اهمیت بخش دولت بعنوان ارائه دهنده خدمات آموزشی ومهارتی، به منظور بستر سازی و ارتقای سرمایة انسانی مورد نیاز بخش های مولد، و همچنین لزوم سرمایه گذاری خصوصی در راستای کوچک سازی دولت و برون سپاری، در ادامه به بررسی ساختار آموزش فنی و حرفه ای از منظر جایگاه دولت و بخش خصوصی و همچنین ترکیب سنی و جنسی آموزش دیدگان و مقایسة ارقام استانی با سطح کشور خواهیم پرداخت؛

 1-9- مقایسه تعداد، سهم و روند تغییرات آموزش دیدگان استان و کشور:

مجموع آموزش دیدگان استان ( در دو بخش دولتی و آزاد) طی سال های 82-83  ، 10  درصد رشد داشته ، در حالیکه تعداد آموزش دیدگان در سطح کشور با کاهش 13 درصدی همراه بوده است. بعلاوه سهم آموزش دیدگان استان از کل کشور ، از رقم 8/2 درصد سال 82، به 5/3 درصد سال 83 ارتقا یافته است. این افزایش سهم به لحاظ جنسی، بیشتر متأثر از آموزش دیدگان زن بوده، چرا که سهم آموزش دیدگان زن استان از کل کشور، 1/1 و درمقابل سهم مردان 2/0 درصد افزایش نشان می دهد.

          ساختار آموزش استان بیانگر آن است که جایگاه بخش خصوصی، به لحاظ ارائه خدمات در قالب آموزشگاههای آزاد نسبت به بخش دولتی افزایش یافته و این جهت گیری در مقایسه با کشور روند فزاینده تری را نشان می دهد. سهم آموزش دیدگان آموزشگاههای آزاد از کل استان ، از 6/69 درصد سال 82 به 7/81 درصد در سال 83 یعنی حدود 12 درصد، افزایش یافته است. این در حالی است که برای کشور این رقم از 9/69 سال 82 به 8/71 درصد سال 83 یعنی نزدیک 2 درصد افزایش یافته است.

          ترکیب جنسی آموزش دیدگان استان حاکی از آن است که نه تنها سهم آموزش دیدگان زن استان در مقایسه با سهم کشوری بالاتر می باشد، بلکه روند آن نیز فزاینده تر و شتابان است. در حالیکه در سطح کشور این نسبت در حال کاهش می باشد. سهم آموزش دیدگان زن استان از 2/68 درصد سال 82، به 3/72 درصد سال 83، ارتقا یافته است، در حالی که این نسبت برای کشور از 61 درصد سال 82، به 9/59 درصد سال 83 کاهش یافته است.

          ارقام نشان می دهد که نحوه توزیع آموزش دیدگان بین آموزشگاه های دولتی و آزاد در سال 83 تقریباً برابر بوده (8/49 در مقابل 2/50) در حالی که در خصوص آموزش دیدگان زن این نسبت 3/6 درصد از آن آموزشگاههای دولتی و 7/93 درصد مختص آموزشگاههای آزاد بوده است. نمودارهای 1-9و2-9و3-9 بخوبی سهم آموزش دیدگان استان از کشور را به تفکیک جنس و بخش دولتی و آزاد و همچنین روند تغییرات آنها را نشان می دهد.

 

2-9 - ترکیب سنی آموزش دیدگان استان و کشور (در بخش دولتی):

ترکیبِ سنی آموزش دیدگان استان ، هر چند در سال 82 بر سنین 25-21 تمرکز داشته، اما طی سالهای 82 تا 83، این تمرکز بیشتری بر روی سنین 20- 15 سال تغییر یافته است. بطوریکه سهم این گروه سنی از 4/28 درصد سال 82 به 1/34 درصد سال 83 ارتقاء پیدا نموده است. این جابجایی بیشتر از گروههای سنی 30-21 سال بوده است. در سطح کشور این جریان معکوس بوده، بطوریکه سنین کارآموزان، از دامنه 25-15 افزایش یافته و بیشتر در گروههای سنی 31 سال به بالا متمرکز شده است.

باتوجه به کاهش تعداد کل کارآموزان بخش دولتی ، طی سال 82 تا 83 ، این کاهش در استان بیشتر مربوط به گروههای سنی 41 به بالا می باشد . در سطح کشور این کاهش بیشتر مربوط به گروههای سنی 25 - 15 و 55 به بالا می باشد .

3-9 - تولید ، سرمایه گذاری و کیفیت شاغلین زیر گروه صنایع استان گیلان 83-1380:

      با توجه به هدف اصلی تحقیق که بررسی وضعیت نظام آموزش صنایع استان می باشد ، در این قسمت ارزش افزوده و ارتباط آن با سرمایه گذاری و تنوع کیفی شاغلین به لحاظ مهارت ، مدرک تحصیلی و جنسیت به تفکیک فعالیتهای صنعتی ذیل بخش صنعت ، ( کدهای دورقمی ISIC ) مورد بحث و بررسی قرار می گیرد . به این منظور با توجه به آمار سالهای 1380تا 83 ، ابتدا روند رشد ارزش افزودة تولیدات گروههای صنعتی وارتباط آن با رشد سرمایه گذاری و شاغلین ( به تفکیک سطوح مهارتی ، مدرک تحصیلی و جنسیت ) بررسی شده و سپس سهم هر یک از گروههای صنعتی از کل صنایع استان مورد مطالعه قرار می گیرد .

 

1-3-9-روند تغییرات ارزش افزوده ، سرمایه گذاری و اشتغال صنایع استان به تفکیک گروههای صنعتی ( 83-1380):

 متوسط رشد سالانه ارزش افزوده 20 گروه صنعتی استان طی سالهای 83-80 ، 7/15 درصد (به قیمت جاری) بوده است . این در حالی است که سرمایه گذاری با 7/28 درصد افزایش سالانه و اشتغال با 8 درصد کاهش سالانه مواجه بوده اند .« بعبارتی رشد تولیدات بخش صنعت استان بیشتر ناشی از روند سرمایه گذاریهای جدید همچنین افزایش و بهبود بهره وری جزیی نیروی کار بوده است .» همچنین در طی دورة مزبور نرخ کاهش سالانة شاغلان تولیدی 6/7 درصد و شاغلان غیر تولیدی 2/9درصد بوده که بیانگر تعدیل بیشتر شاغلین بخش صنعت استان در «گروه غیر مولد» می باشد .

بررسی شاغلان بخش تولیدی نشان می دهد که هر چند تعداد کارگران ساده و ماهر به ترتیب با متوسط نرخ سالانه 4/6 درصد و 6/12 درصد در حال کاهش می باشند ، اما تعداد   تکنیسین ها و مهندسین به ترتیب با متوسط نرخ سالانة 4/7و 3/9 درصد درحال افزایش   می باشند . بعبارتی« بهبود تنوع کیفی شاغلان ، همراه انباشت سرمایه ثابت ، موجب رشد ارزش افزوده شده است .» از این رو ساختار مهارتی شاغلان زیر گروههای صنعتی استان به سمتی در حرکت می باشد که از نیروی کار ساده و ماهر کاسته و بر نیروهای متخصص ( تکنیسین و مهندس ) افزوده می شود . این امر ناشی از تغییر ساختار سرمایه و تمرکز بیشتر سرمایه گذاریهای جدید بر کاربرد نیروهای متخصص می باشد .

    « با توجه به مقولة فوق بنظر می رسد یکی از مأموریتهای جدید سازمان فنی و حرفه ای استان ، تمرکز بر ارتقای سطح مهارت و تخصص نیروی ماهر ، با توجه به ساختار جدید  سرمایه گذاریهای صنعتی می باشد . »

روند تغییرات تنوع مدارک تحصیلی شاغلان حاکی از آن است که از اشتغال نیروهای بیسواد ، کم سواد ، زیر دیپلم و دیپلم به شدت کاسته شده و بر جذب نیروهای دارای تحصیلاتِ عالی بطور قابل ملاحظه ای  افزوده شده است . تعداد شاغلانِ بیسواد بطور متوسط سالانه 9/19 درصد کاهش یافته ، درحالیکه بر شاغلان دارای تحصیلات عالی بطور متوسط سالانه ، 6/12 درصد افزوده شده است . همچنین تعداد شاغلان دارای مدرک تحصیلی زیر دیپلم و دیپلم ، به ترتیب سالانه 9/16 و 5/0  درصدکاسته شده است .

          روند تغییرات جنسی شاغلان به گونه ای بوده که سالانه بطور متوسط ، 9/8 درصد از شاغلان مرد و 3 درصد از شاغلان زن کاسته شده است . بعبارتی ، روند تعدیل شاغلان مرد بطور متوسط سالانه حدود سه برابر شاغلان زن بوده و این امر حاکی از تغییر نسبت جنسی شاغلان استان طی دورة 80 الی 83 دارد بطوریکه سهم شاغلان مرد از 86 درصد سال 1380 ، به 84 درصد در سال 1383 کاهش یافته است . نتایج بدست آمده ، نشان می دهدکه تفاوت نرخ کاهش شاغلان مرد و زن در مشاغل غیر مولد بیشتر از مشاغل تولیدی بوده و بعبارتی تمرکز نسبی شاغلان زن در واحدهای  پشتیبانی و غیر مولد در حال افزایش است . « از این رو بعنوان یک سیاست روشن ، تمرکزآموزشهای مهارتی سازمان فنی و حرفه ای می بایستی در گروه مردان در حِرَف تولیدی و در گروه زنان بر حرف پشتیبانی ، خدماتی و غیر مولد باشد . » 

از بین 20 گروه صنعتی ، صنایع تولید زغال کک و … با متوسط رشد ارزش افزوده معادل3/295 درصد در مکان اول و تولید فلزات اساسی و تولید پوشاک و … به ترتیب با 5/47 درصد و 1/47 درصد در مکانهای دوم و سوم جای دارند . به لحاظ متوسط رشد سرمایه گذاری تولید محصولات فلزی فابریکی و تولید منسوجات و تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی به ترتیب با   3/95 ، 8/86  و 1/65 درصد در مکانهای اول تا سوم جای دارند . « این امر حاکی از آنست که با توجه به رشد نسبتاً چشمگیر تولیدات گروههای صنعتی مزبور و همچنین رشد بالای جذب نیروهای ماهر ، عرصه و فضای بالقوه جهت آموزشهای مهارتی سازمان فنی و حرفه ای دراین رشته ها مهیا می باشد .»     

 

2-3-9-متوسط سهم ارزش افزوده،سرمایه گذاری و اشتغال صنایع استان به تفکیک گروههای صنعتی ( 83-1380 ) :

 گروه صنایع مواد غذایی و آشامیدنی ، با 7/18 درصد ، بیشترین سهم را از ارزش افزودة صنایع در سال 83 به خود اختصاص داده است ، و گروه تولیدی سایر محصولات کانی غیر فلزی و تولید ماشین آلات و تجهیزات ... به ترتیب با 5/13 و 11 درصد سهم در مکان دوم و سوم قرار دارند . همچنین به لحاظ اشتغال نیز گروه صنایع مواد غذایی و آشامیدنی با 2/23 درصد سهم در مکان اول قرار دارد . نکتة جالب اینکه گروههای صنایع مواد غذایی و آشامیدنی ، تولید منسوجات و تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی مجموعاً با 8/40 درصد سهم از ارزش افزودة استان 2/51درصد اشتغال و 8/60درصد سرمایه گذاری استان را به خود اختصاص داده اند . همچنین سه گروه مزبور مجموعاً 55 درصد کارگران ساده و 51 درصد کارگران ماهر را از آن خود نموده اند . بنابراین به لحاظ سهم گروههای صنعتی در ارزش افزوده و اشتغال استان در سال 83 می توان گفت که سازمان آموزش فنی و حرفه ای می تواند بستر ارتقای مهارت را در این گروههای صنعتی فراهم نماید .       

  بطورکلی وضعیت گروههای صنعتی استان در سال 83 به گونه ای بوده که از کل شاغلان ، 3/76درصد تولیدی و 7/23درصد غیر تولیدی می باشند . همچنین شاغلان تولیدی به لحاظ مهارت ، 6/52درصد نیروی ساده ، 36 درصد ماهر ، 6/5 درصد تکنیسین و 9/5 درصد مهندس می باشند . از اینرو جا برای ارتقاء نیروها وجود دارد .  

 

 

 

 

 

 

 

 

 
   
 

 

 

 
   
 

 

 

 

 

 
   

 

 

 
   
 

 

 

10- ارائه الگو و بررسی اثرات اقتصادی آموزش در صنایع استان گیلان

          در فصول قبلی ساختار آموزش در صنایع استان گیلان و همچنین چارچوب ادبیات تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در این فصل، ابتدا با استفاده از داده های منتشره مرکز آمار ایران در خصوص صنایع استان گیلان، تأثیر آموزشهای رسمی و غیر رسمی بر تولید و اشتغال صنایع بررسی می گردد. برای این منظور از  روش پانل دیتا و روش اقتصاد سنجی (در بسته نرم افزاری Eviews) استفاده   می شود. سپس از طریق پیمایشی یا میدانی، ساختار و اثرات آموزش در صنایع استان بررسی می گردد. در این قسمت، پرسشنامه ای در بین بنگاههای صنعتی توزیع و نظرات کارفرمایان در خصوص آموزش جمع آوری می گردد. نتایج این مطالعه میدانی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تحلیل خواهد شد.

حال با این مقدمه به توضیح هر یک از موارد خواهیم پرداخت:

1-10- تحلیل نتایج الگوی اقتصاد سنجی

          در روش اقتصاد سنجی، عوامل مؤثر بر تولید و اشتغال مورد بررسی قرار می گیرد. همانگونه که در فصل چهارم مشخص گردید، ساختار صنایع ارائه شده در این فصل عوامل مؤثر بر تولید صنایع، بویژه آموزش مورد بررسی قرار می گیرد.

          از آنجا که هم خطی بین متغیرهای مستقل وجود دارد از الگوهای مختلفی برای بررسی اثرات استفاده شده است . شکل کلی تابع تولید به شکل زیر است:

Ly = f (LL , LI , LT, LM, LE, LS, LD, LZ, LB, LH)

که در آن ، L ابتدای متغیرها به معنی لگاریتم می باشد و سایر حروف معرف متغیرهای زیر           می باشند:

          Y؛ سطح تولید به قیمت ثابت، L؛ میزان کل اشتغال،I ؛ سرمایه گذاری به قیمت ثابت،T؛شاغلان تکنسین، M؛ شاغلان ماهر،E ؛ شاغلان مهندسین، H؛ شاغلان دارای تحصیلات دانشگاهی، S؛ شاغلان ساده، D؛ شاغلان دیپلم، Z؛ شاغلان زیر دیپلم، B؛ شاغلان بیسواد

دوره مورد بررسی،‌ دوره 83- 1380 می باشد که کل صنایع مورد بررسی (کدهای سه رقمی) معادل 34 می باشد. کل تعداد مشاهدات معادل 124 مشاهده خواهد بود.

همچنین شکل تابع اشتغال بصورت زیر می باشد:

LL = f(Ly, Lfanni , LH, LI)

که در آن Lfanni نشان دهنده تعداد افراد آموزش دیده فنی و حرفه ای استان می باشد.

          در الگوی اول ، تولید صنایع تابعی از سطح اشتغال، سرمایه گذاری ، سهم شاغلان تکنسین و سهم شاغلان ساده در نظر گرفته شده است. البته متغیر نسبت سرمایه گذاری به تولید به جای متغیر سرمایه گذاری ، بیشتر با چارچوب تئوریکی مطابقت دارد ولی در این مطالعه به دلیل عدم معنی دار بودن ضریب متغیر سرمایه گذاری به تولید، از الگو حذف شده است.

          براساس الگوی اول، با افزایش نیروی کار یا کل شاغلان ، سطح تولید نیز افزایش می یابد که این نتیجه با مبانی نظری تطابق دارد. بعبارت دیگر در توابع تولید ارائه شده ، نیروی کار یکی از مهمترین اجزاء تابع تولید به شمار می رود. همچنین میزان سرمایه گذاری در صنایع، تأثیر مثبت و معنی داری بر تولید صنایع دارد. یک درصد افزایش در سرمایه گذاری، اشتغال صنایع را به میزان 13/0 افزایش می دهد. این در حالی است که کشش تولید نسبت سرمایه گذاری کوچکتر از کشش تولید نسبت به نیروی کار می باشد. در همین الگو، سهم شاغلان تکنسین تأثیر مثبتی بر تولید صنایع داشته است و این ضریب از نظر آماری معنی دار است. یک درصد افزایش در سهم شاغلان تکنسین ، تولید را به میزان 31/0 درصد افزایش می دهد. از طرف دیگر سهم شاغلان ساده تأثیر منفی بر تولید صنایع استان دارد که این ضریب از نظر آماری معنی دار است. در مجموع الگوی اول بخوبی نقش مثبت آموزشهای تخصصی را نشان می دهد و در مقابل تأثیر منفی نیروی کار فاقد مهارت بر تولید مشخص می گردد.

          در الگوی دوم ، تولید صنایع تابعی از نیروی کار، سرمایه گذاری ، سهم شاغلان مهندس، سهم شاغلان ماهر، سهم شاغلان زیر دیپلم‌ و سهم شاغلان دیپلم در نظر گرفته شده است. در الگوی دوم، همانند الگوی اول ، نیروی کار و سرمایه گذاری تأثیر مثبتی بر تولید صنایع دارند. سهم شاغلان مهندس تأثیر مثبت و معنی داری بر تولید صنایع داشته که این نتیجه نیز نقش مثبت آموزشهای تخصصی را تأثیر می کند. یک درصد افزایش در سهم شاغلان مهندس، تولید صنایع را به میزان 21/0 درصد افزایش می دهد . همچنین سهم شاغلان ماهر تأثیر مثبت و معنی داری بر سطح تولید صنایع دارند. یک درصد افزایش در سهم شاغلان ماهر، تولید را به میزان 27/0 درصد افزایش می دهد. سهم شاغلان زیر دیپلم تأثیر منفی و معنی داری بر تولید صنایع دارد. یک درصد افزایش در سهم شاغلان زیر دیپلم، تولید صنایع را به میزان 09/1 درصد کاهش می دهد. سهم شاغلان دیپلم نیز تأثیر منفی بر تولید صنایع داشته است. در این الگو نیز تأثیر مثبت آموزشهای تخصصی بر تولید صنایع تأئید می گردد.

          در الگوی سوم ، تولید صنایع تابعی از نیروی کار، سرمایه گذاری، سهم شاغلان دانشگاهی ، سهم شاغلان بیسواد، سهم شاغلان دیپلم در نظر گرفته شده است. نیروی کار و سرمایه گذاری تأثیر مثبت و معنی داری بر تولید صنایع دارند. همچنین سهم شاغلان دانشگاهی تأثیر مثبت و معنی داری بر صنایع دارد. یک درصد افزایش سهم شاغلان دانشگاهی ، تولید صنایع را به میزان 7/0 درصد افزایش می دهد. سهم شاغلان بیسواد تأثیر منفی بر تولید صنایع دارد بطوری که یک درصد افزایش در سهم شاغلان بیسواد، تولید را به میزان 12/0 درصد کاهش می دهد. در این الگو نیز تأثیر مثبت آموزش بر صنایع تائید می گردد.

          در الگوی چهارم ، تأثیر سهم شاغلان تکنسین به تفکیک صنایع مورد بررسی قرار گرفته است . بالاترین ضریب در صنایع (کد 331) تجهیزات پزشکی ، (کد 181) پوشاک، (کد273) ریخته گری فلزات ، (کد 222) چاپ ، (کد 171) ریسندگی ، مشاهده می شود . کمترین تأثیر مربوط به صنایع (کد 293) وسایل خانگی، (کد 315) لامپ های الکتریکی می باشد. این ضریب بین 91/0 و 05/0 در تغییر است.

          در الگوی پنجم ، تأثیر سهم شاغلان ماهر بر تولید بررسی می گردد. بالاترین ضریب در صنایع (کد 181) پوشاک (کد 331) ابزار پزشکی (کد 171) ریسندگی ، (کد 289) سایر محصولات فلزی مشاهده می شود. پایین ترین تأثیر در صنایع (کد 152) لبنیات (کد 343) مشاهده می گردد.

          در الگوی ششم ، تأثیر سهم شاغلان دانشگاهی بر تولید صنایع بررسی گردید. این بررسی به تفکیک صنایع مختلف می باشد. نتایج نشان می دهد که سهم شاغلان دانشگاهی در کلیه صنایع تأثیر مثبتی بر تولید دارد. بالاترین تأثیر در صنایع (کد 331) ابزار پزشکی ، (کد 289) سایر محصولات فلزی، (کد232) محصولات نفتی مشاهده می شود. کمترین تأثیر در صنایع (کد152) صنایع لبنیات ، (کد 293) وسایل خانگی (کد 281) فلزی ساختمانی مشاهده می شود.

          الگوی هفتم، الگوی تولید را براساس سهم شاغلین مهندس نشان می دهد. براساس این جدول، بیشترین تأثیر در صنایع (کد 331) ابزار پزشکی، کد ( 289) سایر محصولات فلزی ، (کد 273) ریخته گری فلزی، (کد 181) پوشاک و کمترین تأثیر در صنایع (کد 315) لامپ های الکتریکی، (کد 152) صنایع لبنیات، (کد 242) سایر محصولات شیمیایی مشاهده می شود.

          الگوی هشتم و نهم ،‌  تابع اشتغال را نشان می دهد. براساس مبانی نظری اشتغال تابعی از تولید و سایر متغیرها می باشد . براساس این الگو، تولید تأثیر مثبتی بر اشتغال صنایع داشته است بطوری که یک درصد افزایش در تولید، اشتغال را به میزان 55/0 درصد افزایش می دهد. همچنین سرمایه گذاری تأثیر مثبتی بر اشتغال داشته که یک درصد افزایش در سرمایه گذاری ، اشتغال را به میزان 1/0 درصد افزایش می دهد. از طرف دیگر تعداد آموزش دیدگان فنی و حرفه ای تأثیر مثبت و معنی داری براشتغال صنایع دارند. بعبارت دیگر هر چه تعداد آموزش دیدگان فنی و حرفه ای بیشتر شود، اشتغال به میزان بیشتری افزایش می یابد. یک درصد افزایش در آموزش دیدگان فنی و      حرفه ای، اشتغال در صنایع را به میزان 16/0 درصد افزایش می دهد.

نتایج نشان می دهد که مراکز آموزش فنی و حرفه ای تأثیر معنی دار و مثبتی بر اشتغال کلیه صنایع ، بجز صنایع ( کد 152) لبنیات ، (کد 222) چاپ ، (کد 241) محصولات شیمیایی داشته است. بنابراین نتایج نشان می دهد که اگر آموزشهای فنی و حرفه ای با حمایت دولت و مشارکت بخش خصوصی افزایش یابد، تأثیر مثبتی بر اشتغال صنایع خواهد داشت. بالاترین تأثیر در صنایع (کد 181) پوشاک ، (کد 171) ریسندگی ، (کد 269) کانی (کد 154) تولید سایر محصولات غذایی، (کد 192) کفش ، (کد289) سایر محصولات فلزی ، (کد 331) ابزار پزشکی ، (کد 261) شیشه مشاهده می گردد. کمترین تأثیر مربوط به صنایع (کد 152) لبنیات ،‌‌ (کد 222) چاپ، (کد 241) محصولات شیمیایی ،  (کد 343) قطعات موتوری می باشد.

 

2-10- تحلیل نتایج میدانی

          در این قسمت، تحلیل مربوط به نتایج میدانی ارائه می گردد. پرسشنامه شامل20 سئوال می باشد که در بین صنایع شهرستان رشت توزیع شده و از بین 80 پرسشنامه توزیع شده، 38 کارفرما به پرسشنامه مذکور پاسخ داده اند.         در سئوالات 3، 4، 5، 6 و 7 میزان رضایت کارفرمایان از شاغلان بیسواد، کمتر از متوسطه،‌ دیپلمه، دانشگاهی و مدرک فنی و حرفه ای مورد سؤال قرار گرفت. که نتایج آن در جدول (1 -10) خلاصه گردیده است. البته این نتایج در سه حالت کلی، صنایع سرمایه بر (مانند کارخانه پگاه ، شیشه و ...) و صنایع کاربر (مانند صنایع دستی) تقسیم شده است تا کلی کردن بنگاهها منجر به تورش در تحلیل نگردد.

براساس این جدول، در کل نمونه کارفرمایان بالاترین رضایت را بترتیب از افراد دانشگاهی، دیپلمه ، آموزش دیده فنی و حرفه ای ، بیسواد و زیر دیپلم داشته اند. این نتیجه در صنایع سرمایه بر متفاوت است بطوری که در صنایع سرمایه بر، آموزش دیدگان فنی و حرفه ای ، پس از            آموزش دیدگان دانشگاهی در اولویت دوم بوده اند. پس از آنها، بترتیب آموزش دیدگان دیپلمه، زیر دیپلم و بیسواد در رتبه های بعدی قرار دارند. در صنایع کاربر،‌ میزان رضایت بترتیب متعلق به فارغ التحصیلان دانشگاهی (البته درصد قابل توجهی از صنایع کاربر، فارغ التحصیل                   دانشگاهی )، دیپلمه، بیسواد ، فنی و حرفه ای و زیر دیپلم بوده است. از طرف دیگر 4/47 درصد از بنگاهها، تاکنون نیروهای فنی و حرفه ای را استخدام کرده اند و 6/52 درصد تاکنون این آموزش دیدگان را استخدام نکرده اند

جدول (1-10) : میزان رضایت کارفرمایان از شاغلان به تفکیک سطح سواد و مهارت (نمره از 100)

سطح سواد و مهارت

کل نمونه

صنایع سرمایه بر

صنایع کاربر

بیسواد

54

30

64

زیر دیپلم

48

36

61

دیپلم

63

56

70

دانشگاهی

78

81

74

آموزش دیدگان فنی و حرفه ای

61

60

62

مأخذ:‌ محاسبات محقق

          در سئوال (8) مطرح شد که آیا بنگاهها تاکنون نیروی کار خود را برای آموزش به مراکز فنی و حرفه ای فرستاده اند یا خیر ؟ براساس نتایج میدانی، 2/63 درصد از بنگاهها تاکنون نیروی خود را برای آموزش به این مراکز ارسال نکرده اند و در مقابل 8/36 درصد از بنگاهها، نیروی خود را به این مراکز ارسال کرده اند. دلایل متعددی برای این امر ارائه شده است که مهمترین آنها فقدان اطلاعات لازم در این خصوص، عدم توان مراکز فنی و حرفه ای در تخصص های مورد نیاز بنگاه مورد نظر     می باشد.

در سئوال (9) مطرح شد که آیا بنگاه از آموزش ضمن خدمت استفاده می نماید یا خیر؟ 2/84 درصد از بنگاهها اعلام کرده اند که از آموزش ضمن خدمت استفاده می نمایند و این نتیجه اهمیت آموزشهای تخصصی را نشان می دهد.

          در سئوال (10) دلیل عدم ارائه آموزشهای ضمن خدمت مطرح شد که نتایج آن در جدول (2-10) آمده است.

جدول (2-10) دلایل عدم ارائه آموزشهای مختلف و بنگاهها

عنوان مشکل

کل نمونه

صنایع سرمایه بر

صنایع کاربر

عدم توانایی مالی بنگاه

7/2

4

1/2

تأثیر ناچیز آموزش بر بهره برداری

4/3

3

8/3

عدم وجود مراکز آموزشی مناسب

8/1

7/1

8/1

فقدان زمان کافی

3/2

3/1

5/3

بی رغبتی نیروی کار

5/2

3/2

7/2

مأخذ: محاسبات محقق

          براساس این جدول ، در کل نمونه عدم وجود مراکز آموزشی مناسب دارای کمترین نمره بوده و اغلب کارفرمایان آن را در اولویتهای اول و دوم قرار داده اند. پس از آن فقدان زمان کافی،            بی رغبتی، نیروی کار، عدم توانایی مالی مهمترین مشکلات بوده اند. جالب توجه است که تأثیر ناچیز آموزش بر بهره وری در رتبه آخر قرار داشته و این نتیجه نشان می دهد که بنگاهها در مجموع به تأثیر مثبت آموزش اذعان دارند. در صنایع سرمایه بر، فقدان زمان کافی ، اولین دلیل توجه به آموزش است. پس از آن عدم وجود مراکز آموزشی مناسب، بی رغبتی کارکنان، تأثیر ناچیز آموزش در رتبه های بعدی قرار دارد. در این حالت، مسائل مالی، کمترین اهمیت را داشته است. در صنایع کاربر، عدم وجود مراکز آموزشی مناسب ، عدم توانایی مالی بنگاه، بی رغبتی نیروی کار ، فقدان زمان کافی بعنوان مهمترین دلایل عدم آموزش ارائه داده اند.

          در سئوال (11) ، تأثیر آموزشهای فنی و حرفه ای بر بنگاه مورد پرسش قرار گرفت که میانگین امتیاز داده شده کارفرمایان معادل 70 می باشد که این نمره بالاتر از متوسط می باشد. در سئوال 12، میزان علاقه کارکنان به یادگیری معادل 54 برآورد شده است که در حد متوسط         می باشد.

          در سئوال 13، ار کارفرما خواسته شده است که اولویتهای خود را در استخدام مشخص کند که نتایج مطالعه میدانی در جدول (3-10) آمده است:

جدول (5-10) : ‌اولویت بنگاهها در استخدام نیروی کار با توجه به سطح سواد ومهارت

 

کل نمونه

صنایع سرمایه بر

صنایع کاربر

نیروی کار دیپلم یا کمتر بدون مدرک فنی و حرفه ای

1/3

7/3

5/2

نیروی کار دیپلم یا کمتر دارای مدرک فنی و حرفه ای

3/2

8/2

9/1

نیروی کار دانشگاهی بدون مدرک فنی و حرفه ای

9/2

7/1

3/4

نیروی کار دانشگاهی با مدرک فنی و حرفه ای

2/2

4/1

3/3

نیروی کار دارای مدرک فنی و حرفه ای

3

3/4

8/1

مأخذ: محاسبات محقق

          براساس این جدول، اولین اولویت بنگاهها استخدام نیروی کار دانشگاهی با مدرک فنی و حرفه ای است که این نتیجه در صنایع سرمایه بر نیز تکرار می گردد. پس از این گزینه، گزینه افراد دارای تحصیلات دیپلم و کمتر با مدرک فنی و حرفه ای اختصاص دارد. سپس نیروی کار دانشگاهی بدون مدرک فنی و حرفه ای و نیروی کار دارای مدرک فنی و حرفه ای قرار دارند.

          در صنایع سرمایه بر، نیروی کار دانشگاهی با مدرک فنی و حرفه ای ، نیروی کار دانشگاهی بدون مدرک فنی و حرفه ای، نیروی کار دیپلم یا کمتر دارای مدرک فنی و حرفه ای ، نیروی کار دیپلم یا کمتر بدون مدرک فنی و حرفه ای قرار دارند.

          در صنایع کاربر، نیروی کار دارای مدرک فنی و حرفه ای در رتبه اول، نیروی کار دیپلم یا کمتر دارای مدرک فنی و حرفه ای ، نیروی کار دیپلم یا کمتر بدون مدرک فنی و حرفه ای و نیروی کار دانشگاهی با مدرک فنی و حرفه ای قرار دارند.

          در سئوال 14: کارفرمایان نظر خود را درباره میزان بهره وری نیروی کار به تفکیک سواد ومهارت ارائه دادند که نتایج در جدول (4-10) آمده است:

جدول (4-10) : بهره وری نیروی کار از دیدگاه کارفرمایان به تفکیک سواد و مهارت

 

کل نمونه

صنایع سرمایه بر

صنایع کاربر

آموزش دیدگاه فنی و حرفه ای

7/1

7/1

6/1

آموزش دیدگان دانشگاهی

8/1

1

6/2

آموزش دیدگان ضمن خدمت

84/1

2/2

5/1

مأخذ: محاسبات محقق

 

          براساس جدول فوق، کارفرمایان معتقدند که آموزش دیدگان فنی و حرفه ای بهره وری بالاتری نسبت به آموزش دیدگان دانشگاهی و آموزش دیدگان ضمن خدمت دارند ولی در صنایع سرمایه بر، آموزش دیدگان دانشگاهی دارای بالاترین بهره وری هستند.

          در سئوال (16)، درباره دقت کارکنان در نگهداری از ماشین آلات پرسش شد و نتایج در جدول زیر آمده است (جدول 5-10).

 

جدول (5-10) : اولویت کارکنان در نگهداری از ماشین آلات

 

کل نمونه

صنایع سرمایه بر

صنایع کاربر

آموزش دیدگان فنی و حرفه ای

77/1

2

6/1

آموزش دیدگان دانشگاهی

2

2/1

8/2

آموزش دیدگان ضمن خدمت

7/1

2

4/1

مأخذ: محاسبات محقق

          نتایج نشان می دهد که آموزش دیدگان ضمن خدمت ، بالاترین دقت را در نگهداری ماشین آلات داشته اند و پس از آموزش دیدگان فنی و حرفه ای قرار دارند و در رتبه آخر، آموزش دیدگان دانشگاهی قرار دارند. در صنایع سرمایه بر آموزش دیدگان دانشگاهی و در صنایع کاربر آموزش دیدگان ضمن خدمت دارای رتبه اول بوده اند.

          در سئوال (17)،‌ درباره دقت کارکنان در استفاده بهینه از مواد اولیه پرسش شد که خلاصه نتایج در جدول (6-10) آمده است.

جدول (6-10) اولویت کارکنان در استفاده بهینه از مواد اولیه

 

کل نمونه

صنایع سرمایه بر

صنایع کاربر

آموزش دیدگاه فنی و حرفه ای

2

5/2

6/1

آموزش دیدگان دانشگاهی

6/1

2/1

2/2

آموزش دیدگان ضمن خدمت

7/1

7/1

7/1

مأخذ: محاسبات محقق

          براساس این جدول، آموزش دیدگان دانشگاهی، بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده اند و به دنبال آن آموزش دیدگان ضمن خدمت و آموزش دیدگان فنی و حرفه ای قرار می گیرند. در صنایع سرمایه بر، آموزش دیدگان دانشگاهی و در صنایع کاربر، آموزش دیدگان فنی و حرفه ای دارای رتبه اول می باشند.

11- جمع بندی و نتیجه گیری ، راهکارها و پیشنهادات:

1-11- جمع بندی و نتیجه گیری

1-1-11- نتایج حاصل از بررسی روند آموزشهای فنی و حرفه ای ، و ساختار آموزش در صنایع استان گیلان نشان می دهد که:

1-استان گیلان با سهم 6/3 درصدی جمعیت از کل کشور و سهم 3/2 درصدی از تولید ناخالص داخلی کشور، 5/3 درصد تعداد آموزش دیدگان را به خود اختصاص داده است.

2-روند آموزش دیدگان زن استان در مقایسه با سالهای قبل و کشور، یک روند صعودی بوده که حاکی از نیاز بیشتر زنان استان به یادگیری حرف و توان جذب بالقوة بازار کار استان برای زنان است .

3-ساختار آموزش استان با شتاب فزاینده ای نسبت به کشور، بسمت بخش های خصوصی و آزاد در حال حرکت است و این تحول بیشتر بدنبال رفع نیازهای مهارتی زنان بوده است.

4-آموزش دیدگان استان به لحاظ سنی، بتدریج در گروه سنی 20-15 سال متمرکز می شوند، و این امر بیانگر اقبال گروه سنی جوان استان به مهارت های فنی و حرفه ای می باشد.

2-1-11- نتایج حاصل از بررسی اثرات اقتصادی آموزش در صنایع استان:

1-  نیروی کار تأثیر مثبتی بر تولید کارگاههای صنعتی استان دارد بطوری که یک درصد افزایش در نیروی کار، تولید را به میزان 9/0 درصد افزایش می دهد .

2-  سرمایه گذاری تأثیر مثبتی بر تولیدکارگاههای صنعتی استان دارد بطوری که یک درصد افزایش در سرمایه گذاری، تولید را به میزان 13/0 درصد افزایش می دهد.

3-    سهم شاغلین تکنسین تأثیر مثبتی بر تولید دارد بطوری که یک درصد افزایش در این سهم، تولید را به میزان 31/0 درصد افزایش می دهد.

بالاترین تأثیر گذاری در صنایع ابزار آلات پزشکی، پوشاک،  ریخته گری فلزات ، چاپ ، ریسندگی و کمترین تأثیر گذاری در صنایع وسایل خانگی ، لامپ های الکتریکی مشاهده شده است.

4-  سهم شاغلین ماهر تأثیر مثبتی بر تولید دارد، بطوری که یک درصد افزایش در سهم شاغلین ماهر، تولید را به میزان 27/0 درصد افزایش می دهد. بالاترین کشش مربوط به صنایع پوشاک، ابزار آلات پزشکی، ریسندگی و سایر محصولات فلزی و کمترین کشش مربوط به صنایع لبنیاتی و قطعات موتوری می باشد.

5-  سهم شاغلین دانشگاهی تأثیر مثبتی بر سطح تولید دارد بطوری که یک درصد افزایش در سهم شاغلین دانشگاهی ، تولید را به میزان 7/0 درصد افزایش می دهد . بالاترین تأثیر مربوط به صنایع ابزار پزشکی، سایر محصولات فلزی ، محصولات نفتی می باشد و کمترین تأثیر مربوط به صنایع لبنیات، وسایل خانگی و فلزی ساختمانی می باشد.

6-  سهم شاغلین مهندس تأثیر مثبتی بر سطح تولید دارد بطوری که یک درصد افزایش در سهم شاغلین مهندس تولید را به میزان 21/0 درصد افزایش می دهد. بالاترین کشش مربوط به صنایع ابزار پزشکی، سایر محصولات فلزی، ریخته گری فلزی و پوشاک می باشد پایینتر کشش مربوط به صنایع لبنیات، لامپ های الکتریکی و سایر محصولات شیمیایی می باشد.

7-    سهم شاغلین ساده، سهم شاغلین بیسواد، سهم شاغلین دیپلمه، سهم شاغلین زیر دیپلم تأثیر منفی بر تولید دارند.

8-  نتایج نشان می دهد که متغیرهای مربوط به آموزشهای رسمی و غیررسمی و سطح مهارت تأثیر مثبتی بر تولید داشته و لذا نقش آموزش در تولید صنایع استان تأثیر می گردد. در مقابل افراد با سطوح تحصیلات عمومی و افراد بیسواد تأثیر منفی بر تولید صنایع دارند. لذا این نتایج با مبانی نظری تطابق دارند.

9-  سطح تولید تأثیر مثبتی بر اشتغال صنایع استان دارد که این نتیجه با مبانی نظری تطابق دارند. یک درصد افزایش در سطح تولید، اشتغال را به میزان 55/0 درصد افزایش می دهد.

10- سرمایه گذاری تدثیر مثبتی بر اشتغال صنایع استان دارد بطوری که یک درصد افزایش در سرمایه گذاری، اشتغال را به میزان 1/0 درصد افزایش می دهد.

11-  تعداد آموزش دیدگان فنی و حرفه ای رابطه مثبتی با اشتغال صنایع دارند بطوری که یک درصد افزایش در تعداد آموزش دیدگان فنی و حرفه ای، اشتغال در صنایع را به میزان 16/0 درصد افزایش می دهد. بیشترین تأثیر مربوط به صنایع پوشاک، ریسندگی، کانی، تولید سایر محصولات غذایی، کفش ، سایر محصولات فلزی، ابزار پزشکی، شیشه مشاهده می گردد. کمترین تأثیر مربوط به صنایع لبنیات ، چاپ، محصولات شیمیایی و قطعات موتوری می باشد.

12- با توجه به اثر گذاری تعداد آموزش دیدگان فنی و حرفه ای بر اشتغال، گسترش این آموزشها یکی از راههای رشد اشتغال صنایع استان می باشد.

3-1-11- نتایج حاصل از بررسی میدانی اثرات آموزش بر صنایع:

1-  در کل نمونه ، بیشترین رضایت کارفرمایان بترتیب به فارغ التحصیلان دانشگاهی، دیپلمه، آموزش دیدگان فنی و حرفه ای، بیسواد و زیر دیپلم اختصاص داشته است.

2-  در صنایع سرمایه بر، بیشترین رضایت کارفرمایان به فارغ التحصیلان دانشگاهی ، آموزش دیدگان فنی و حرفه ای، دیپلم ، زیر دیپلم و بی سواد اختصاص داشته است.

3-  در صنایع کاربر، بالاترین رضایت کارفرمایان به فارغ التحصیلان دانشگاهی، دیپلم، بیسواد، آموزش دیدگان فنی و حرفه ای و زیر دیپلم اختصاص داشته است.

4-    فارغ التحصیلان دانشگاهی و آموزش دیدگان فنی و حرفه ای در صنایع سرمایه بر مورد توجه بیشتری می باشند.

5-  در کل نمونه، عدم وجود مراکز آموزشی، فقدان زمانی کافی از مهمترین دلایل بنگاهها برای ارائه آموزشهای تخصصی است. پس از این موارد بی رغبتی کارکنان ، عدم توانایی مالی بنگاه در رتبه های بعدی قرار دارند.

6-  در صنایع سرمایه بر، عدم وجود زمان کافی و عدم وجود مراکز آموزشی و بی رغبتی کارکنان از مهمترین دلایل عدم ارائه آموزشهای تخصصی می باشد.

7-    کلیه بنگاهها اذعان دارند که آموزشهای مختلفی بر بهره وری بنگاه اثر دارد.

8-  نیروی کار دانشگاهی با مدرک فنی و حرفه ای و نیروی کار دیپلم یا کمتر دارای مدرک فنی و حرفه ای در اولویت استخدام بنگاهها هستند. این نتیجه نشان می دهد که آموزش دیدگان فنی و حرفه ای مورد توجه بنگاهها می باشند.

9-    در صنایع سرمایه بر، نیروی کار دانشگاهی با مدرک فنی و حرفه ای در اولویت استخدام     می باشد.

10- در صنایع کاربر، نیروی کار دیپلم یا کمتر با مدرک فنی و حرفه ای در اولویت استخدام است.

11-  در کل نمونه آموزش دیدگان فنی و حرفه ای دارای بالاترین بهره وری می باشند و پس از آنها فارغ التحصیلان دانشگاهی قرار دارند.

12- در صنایع سرمایه بر، فارغ التحصیلان دانشگاهها دارای بالاترین بهره وری می باشند.

13- 4/47 درصد از بنگاهها، تا حال حاضر نیروی کار با مدرک فنی و حرفه ای را استخدام    کرده اند.

14- 8/36 درصد از بنگاهها، نیروی کار خود را به مراکز جهت آموزش فرستاده اند.

15- 2/84 درصد از بنگاهها از آموزشهای ضمن خدمت استفاده می کنند که این مطلب اهمیت آموزشهای تخصصی را نشان می دهد.

16- در کل نمونه افراد آموزش دیده ضمن خدمت ، نقش مهمی در نگهداری دقیق ماشین آلات داشته اند و پس از آنها آموزش دیدگان فنی و حرفه ای قرار دارند. در صنایع سرمایه بر، فارغ التحصیلان دانشگاهی بیشترین نقش را در نگهداری دقیق ماشین آلات داشته اند.

17- آموزش دیدگان دانشگاهی نقش مهمی در استفاده بهینه از مواد اولیه دارند.

"در مجموع نتایج ، نقش آموزش را در صنایع استان تائید می کند و بنگاهها توجه ویژه ای به آموزش بویژه آموزش فنی و حرفه ای دارند."

2-11- با توجه به موارد فوق راهکارهای زیر حائز اهمیت است:

1-  سازمان صنایع استان و اداره آموزش فنی و حرفه ای استان، برنامه ریزی جدیدی در خصوص افزایش کمیت و کیفیت آموزش و نیروی انسانی بالاخص در جوار بنگاه ها و نواحی صنعتی داشته باشند.

2-  با توجه به نتایج بدست آمده بنظر می رسد یکی از مأموریتهای جدید سازمان فنی و حرفه ای استان ، تمرکز بر ارتقای سطح مهارت و تخصص نیروی ماهر ، با توجه به ساختار جدید  سرمایه گذاریهای صنعتی می باشد .

3-  بر اساس نتایج بدست آمده بعنوان یک سیاست روشن ، تمرکزآموزشهای مهارتی سازمان فنی و حرفه ای می بایستی در گروه مردان در حِرَف تولیدی و در گروه زنان بر حرف پشتیبانی ، خدماتی و غیر مولد باشد .

4-  با توجه به تمایزات کمی و کیفی زیرگروه های صنعتی استان به لحاظ سهم و شتاب رشد و توسعه ، سرمایه گذاری و سطوح مهارتی نیروی انسانی ، و همچنین تفکیک جنسی شاغلین، پیشنهاد میگردد در قالب یک پروژه تحقیقاتی، اولویت زیرگروه های صنعتی در برخورداری از کمک های آموزشی سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان مشخص و بعنوان سیاست فعالیت های آتی مورد توجه مسئولین قرار گیرد.

با توجه به محدودیت های زمانی و سایر محدودیتها پیشنهاد می شود که :‌

1-    نقش آموزش در صنایع در نمونه گیری وسیع تری در شهرستانها مورد بررسی قرار گیرد.

2-    نقش آموزش به تفکیک وضعیت مالکیت (خصوصی و عمومی) بررسی گردد.

3-    نقش آموزش به تفکیک جنسیت مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مأخذ:

1-    مرکز آمار ایران، کارگاههای بزرگ صنعتی استان گیلان، 1373 تا 1383.

2-  میلاعلمی ، زهرا ، اثر سرمایه انسانی و سرمایه گذاری دولت در سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی ایران در چارچوب مدلهای رشد درونزا، رساله دکتری، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، 1381.

3-  فراهانی، ایمان، تحلیل نقش سرمایه انسانی در رشته تولید (مطالعه موردی کارگاههای بزرگ صنعتی)، دانشکده اقتصاد و حسابداری، رساله کارشناسی ارشد ، 1385.

4-  ابراهیمی، ایلناز (1382). « ‌تغییرات بهره وری کل عوامل با تأکید بر الگوهای رشد درونزا در ایران». پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران.

5-  جعفری، ناصر (1374). « بررسی رابطه سرمایه گذاری در تحقیقات در رشد اقتصادی و آزمون آن در اقتصاد ایران». پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران.

6-  سعادت،‌ رحمان (1379) . « ‌نقش و جایگاه سرمایه انسانی در رشد و توسعه اقتصادی ایران». پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشگاه تهران.

7-  لطفی، موسی (1376). « نقش آموزش نیروی انسانی در رشد اقتصادی (مورد ایران)». پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران.

8-  نیلی، مسعود و نفیسی، شهاب (1372). « رابطه سرمایه انسانی و رشد اقتصادی با تأکید بر نقش توزیع تحصیلات نیروی کار». فصلنامه پژوهشای اقتصادی ایران، شماره 17.

9-    Fedderke, J. (2005), "Technology, human capital and growth: Evidence from a middle income country case  study  applying dynamic  heterogeneous panel analysis", mimeo, ERSA,University of Witwatersrand.

10- Mankiw , N.G. Romer , D. and D.N. Weil (1992) . "A Contribution to the Empirics of  Economic Growth", Quarterly Journal of Economics, Vol. 107.

11- Shultz , T.W. (1961). " Investment in Human capital" , American Economic Review, Vol. 51.

 



[1] دکترای علوم اقتصاد و رییس دانشکده اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

 

[2] کارشناس سازمان مدیریت و برنامه ریزی گیلان و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

Jan Tin bergen2